تبليغاتX
بخند

مرد سالاری

دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟

زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!

سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟

زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟

زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!

پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟

زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟

زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:7  توسط یه کسی | 
نمی خوام كه بگم قدر يه دنيا دوستت دارم...

                   چون دنيا يه روز تموم می شه...

                    می خوام بگم مثله يه گلی ...

                   چون گل هم يه روز پژمرده می شه...

                  نمی خوام بگم كه سياهی چشمات مثله شبها ی پر ستارست...

                   چون شب هم بالاخره يه وقت تموم می شه...

                   نمی خوام كه بگم مثل آب پاك و زلالی ...

                    چون آب كه هميشه پاك نمی مونه...

                   نمیخوام كه بگم دوستت دارم ...

                    چون من كه اصلا تو رو دوست ندارم ...

                     بلكه عاشقتم ...

 

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
 عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
 عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
 عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
 عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
 عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
  عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
  عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
  عشق.........

 

 

مفهوم عشق
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوست دارم تا اخرین نفس عزیزم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:6  توسط یه کسی | 

خانم ها چه هستند؟

 

 

خانم ها مثل راديو هستند :

هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.

خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند :

از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :

اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.

خانم ها مثل موتور گازي هستند :

پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند :

اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :

اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.

خانم ها مثل موبايل هستند :

هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.

خانم ها مثل گچ هستند :

اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.

خانم ها مثل کنتو ر برق هستند :

هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.

خانم مثل فلزياب هستند :

هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.

خانم ها خيلي زرنگ هستند :

آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند

حالیدی؟

حالا بنظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط یه کسی | 

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه


از شركت پگاه مزاحمتون ميشم عكستون روي شيشه ي شير قديمي شده لطفا يه عكس جديد برامون بفرستید


هزار شاخه گل رز ... يه بغل پيچک سبز ... يه سبد سيب و انار... همش رو مي سپارم به تو ... ببر سر چهارراه بفروش... سودش هم نصف نصف


چشمهای درشت و زیبایت را که به من میدوزی و با لبهای زیبا آواز میخوانی، احساس میکنم که بیش از همیشه عاشقت هستم ، تو زیباترین قورباغه ی این برکه ای


خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پیدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟


تو در قلب من جا داري تو در دل من جا داري تو در رگهاي من جا داري رفتم دکتر گفت انگل داري


به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم كه سر كاري


سرسبزترين سبزه ها تقديم تو باد . . . . . . . سازمان پخش علوفه دام


عشق ==> سرکاريه ... محبت ==> تظاهره ... مهربوني ==> مسخرست ... وفا  ==> مرده ... عهد و پيمون ==> دلخوشيه ... عاطفه ==> تموم شده ... مهر ==> مدرسه باز ميشه


جيگر . . . عسل . . . بستنی . . .هلو . . . اگه با هم بخوری رودل ميکني


بيا تا مثل دوتا کبوتر پر بکشيم بريم روي بلندترين درخت لونه کنيم بعدش تو تخم بزاري منم برم گوجه بگيرم املت بخوریم


اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی


آسمان را ستاره زيبا مي كند باغچه را گل عشق را محبت بيابان را چمن چشم را اشك و تو را عمل كردن دماغ زيبا مي كند ... 


هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلی سخته اما من باورم نمي شد تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چقدر زحمت کشيدی


دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، چون يه روز تموم ميشه.دوستت ندارم به اندازه ي خورشيد، چون غروب ميکنه.دوستت دارم  به اندازه ي روت که هیچوقت کم نميشه


نمي خوام بگم که قدر يه دنيا دوست دارم...........چون دنيا يه روزي تموم ميشه.......نمي خوام بگم که مثل گلي..........چون گل هم يه روز پژمرده ميشه............نمي خوام بگم که سياهي چشامت مثل شب پر ستاره است..........چون شب هم تموم ميشه..........نمي خوام بگم مثل آب پاک و زلالي..........چون آب هميشه پاک نمي مونه............نمي خوام بگم دوست دارم ...........چون که من اصلا دوست ندارم!!!!!!!


حيف كه فقط تو يكيو دارم اگر از تو يه عالمه داشتم... الان گاوداري داشتم!


 تنهايي دلم را با جذابيت نگاهت پاک کردي خونه قلبم رو از غمها شستي . . حالا که داري زحمت ميکشي، روي اين ميز هم يه دستمال بکش 

 


 به من بگو زشت! من به تو مي گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشيم

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:45 توسط *๑๑*•.¸¸.•**پرنيان** •.¸¸.•*๑ ๑* | 18 نظر
آفلاین عاشقانه

عاشق هر کس شدم او شد نصيب ديگري

دل به هر کس دادم او زد به قلبم خنجري

من سخاوت ديده ام دل را به هر کس مي دهم

شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام


گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد!

گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد!

گفتم خوشا هوايي کز باد صبح خيزد

گفتا هواي گرميست! اه اه! عرق درآمد!

گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد

گفتا برو به سويي، تا گل ني درآيد!

گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد

گفتا که واي دير شد! داد مامان درآمد


کاش مي شد قلب ها آباد بود ... کينه و غمها به دست باد بود

کاش مي شد دل فراموشي نداشت ... نم نم باران هم آغوشي نداشت

کاش مي شد کاش هاي زندگي ... گم شوند پشت نقاب بندگي

کاش مي شد کاش ها مهمان شوند ... در ميان غصه ها پنهان شوند

کاش مي شد آسمان غمگين نبود ...  رد پاي قهر و کين رنگين نبود

کاش مي شد روي خط زندگي ... با تو باشم تا نهايت سادگي


وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن ... به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد

نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم ... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد


 دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم

 نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم

نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن

نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم

خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني

مي ري شعر جدايي رو مي خـوني

مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه

تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ ... گفت آغازش سراسر بندگيست

گفتمش پايان آن را هم بگو ... گفت پايانش همه شرمندگيست

گفتمش درمان دردم را بگو ... گفت درماني ندارد، بي دواست

گفتمش يک اندکي تسکين آن ... گفت تسکينش همه سوز و فناست


 بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد

مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مـــرد

تـو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـد

سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مـــرد

شعله هــا بي تو زبــي رنگي دريــا گفـتند

موج در موج در اين خاطره ها خواهم مــرد

گــــم شدم در قـــدم دوري چشمان بهــار

بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مـرد


توی دنیا عاشقا چه بی کسن

عاشقا عاقبتش خار و خسن

اینارو گفتم برات تا بدونی ...

عاشقی خیلی خطرناکه حسن!


وقتي عاشق نباشی دلها ازت خسته ميشن

دلتو پس ميارنو درها به روت بسته ميشن

وقتي كه پنجره ها رو به نسيم بسته مي شن

دلها ماتم ميگيرن، خسته تر از خسته مي شن


مرا هر جور خواهي دربدر كن ، جفايت را از اين هم بيشتر كن، بزن با عشق خود اتش به جانم ولي اتش نشاني را خبر كن

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:44 توسط *๑๑*•.¸¸.•**پرنيان** •.¸¸.•*๑ ๑* | 3 نظر
باحال
 

آنگاه كه دوست مي داري همواره كسي به ياد تو باشد به ياد من باش كه من هميشه به ياد تو هستم از طرف بهترين دوست تو خدا


تو بهترین، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، با شخصيت ترين دوستي که داري منم


یه ضرب المثل مکزيکي ميگه: بجز خودت و اسبت به کس ديگه اي اعتماد نکن!! منم بجز خودم و خودت به کس ديگه اي اعتماد ندارم


امروز اولین روز بقیه عمر شماست


عیدت مبارک، امیدوارم پله هایه ترقی رو یکی یکی طی بکشی


سلام. من دارم هفته ي ديگه ازدواج ميکنم. يه مهمونی کوچيکه. حتماً بيا. لطفاً هديه نيار. فقط يك نفر رو بيار که من باهاش ازدواج کنم.


سن خودت رو ضرب در 3 كن، بعدش منهای 17 كن، بعد تقسیم بر 2 كن، اون موقع جواب رو بفرست براي اسكل بعدی!


پنج راه حل براي خوشحال بودن : 1- داشتن يک دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستی مثل من 3- فقط داشتن من 4- داشتن من 5- من


آرزوي جوجه تيغی: نازش کنن،

 آرزوي پاندا: عکسه رنگی بگيره،

 آرزوي گوسفند: صندلي جلوی وانت بشينه،

 آرزوي خر: ولش کن نميگم داغ دلت تازه نشه...


سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه!

سوال:افسرده هستيد يا نه؟


يکی تو راست ميگی، يکی پينکيو \ يکی تو مهربونی، يکی خرسه مهربون \ يکی تو قشنگ راه ميری، يکی تنسی تکسی دو \ يکی موهايه تو قشنگه، يکی موهايه آنشرلی \ يکی خونه شما قشنگه، يکی خونه مادر بزرگه \ يکی تو سفيدی، يکی سفيد برفی \ يکی گوشايه تو قشنگه، يکی گوشايه زيزی گولو \ يکی تو رنگه پوستت قشنگه، يکی پلنگ صورتی \ يکی تو زبلی، يکی ملوان زبل \ يکی ما دوتا با هم خوبيم، يکی تام و جری \ يکی تو رفتی سر کار،،يکيم نفره بعدی که ميخوای براش سند کنی !!!!!


دوست دارم عمرت مثل دستمال كاغذي دستشويي باشه سفيد مفيد دراز


به آسمان مي نگرم تو را مي بينم به زمين مي نگرم تو را مي بينم مسخره از جلو چشمام برو كنار


اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت پول کارت اينترنتهايي را که خريدم و برات آف گذاشتم يادم نمي ره


اگه دوست داري عميق ترين ، طولاني ترين و محکم ترين بوس دنيا رو تجربه کني بيا پيش خودم تا لباتو بذارم... رو لوله جارو برقي


خرس‌ها با يه ظرف عسل خر ميشن، اسب با چند حبه قند، سگ با يه مقدار استخوان، مرد با زن زيبا، راستي تو هنوز موز دوست داري؟


وقتي از همه چي خسته شدي وقتي حس مي کني همه درها به روت بسته شده وقتي دلت پر از غم و غصست تا جايي که مي توني دستات رو به طرف آسمون بلند کن و با تمام توانت بزن تو سرت


خيلی بی معرفتی ...... ، آخه نامرد ما بايد از رو چي توز بفهميم که موتور خريدی ؟!؟


از جلو گلفروشی رد ميشدم،ديدم قشنگترين گل دنيا نيست،نگران شدم، پی ام زدم بگم گوسفند برا چی خورديش


اگه بگم عاشقتم، اگه بگم ديوونتم، اگه بگم برات مي ميرم، اگه بگم نمي تونم فراموشت کنم، اگه بگم همه زندگيمي، روت زياد مي شه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط یه کسی | 

اینم یه سری دیگه از جک

يه نفر قبر كن بوده؛ يه شب از سر كار برميگرده خونه، مادرش بهش ميگه: چي شده پسرم؟ چرا سر و صورتت کبود شده؟ ميگه: آخه نمي دونم اين آخريه چرا اين قدر دست و پا مي زد؟

______________________________________________________________________________________________

از يكي مي پرسن : مي دوني پل رو براي چي مي سازند؟ مي گه : براي اينکه کشتيها از زيرش رد بشن

______________________________________________________________________________________________

اولي:آيا مي دوني چرا زنبور ها گل مي خورن؟ دومي:نه نمي دونم. اولي:چون دروازه باني شون خوب نيست

______________________________________________________________________________________________

يك احمقي مي خواست نماز بخونه؛ مهر نداشت امضا كرد

______________________________________________________________________________________________

يه پرگاره رو جو ميگيره, مربع مي كشه

______________________________________________________________________________________________

يه روز دونفر داشتن مي رفتن، يه خارجيه مي ياد با ماشينش از کنارشون رد مي شه و ميگه: گود مورنينگ. اولي در جواب مي گه: مورنينگ گود. دومي ازش مي پرسه: تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچي، اون گفت: سلام عليکم، منم گفتم: عليکم السلام

______________________________________________________________________________________________

ميخه ميره عروسي، اون قدر قر مي ده که مي شه پيچ

______________________________________________________________________________________________

از گوسفنده مي پرسن: بزرگترين آرزوت چيه؟ مي گه: براي يه بار هم که شده، من جلو وانت بشينم

______________________________________________________________________________________________

يكي مي ره در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس؛ ميخوام پنير بخورم

______________________________________________________________________________________________

يه روز پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سيره به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا ميخوردمت

______________________________________________________________________________________________

يه روز يكي مي‌ره سيگار فروشي و ميگه: آقا سيگار برگ دارين؟ جواب ميده: خير. مرده ميگه: پس لطفا يك بسته كوبيده بدين

______________________________________________________________________________________________

يه روز يه راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد و اون رو برداشت

______________________________________________________________________________________________

يه بار يکي مي خواسته مزاحم تلفني بشه، سر هر ساعت مي ره دم كيوسک هاي تلفن عمومي؛ در اونا رو مي زنه و در مي ره

______________________________________________________________________________________________

يكي مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه: جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ مجريه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه

______________________________________________________________________________________________

يكي زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن اصغر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. مرده ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين

______________________________________________________________________________________________

يكي مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش

يه روز يه مرده گفت: من تحقيق كرده ام و به اين نتيجه رسيده ام كه هركي به يه چيزي اطمينان صد در صد داشته باشه، احمقه! ازش پرسيدند: مطمئني؟ گفت: آره، صد در صد

______________________________________________________________________________________________

يكي رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغل دستيش مي پرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! بغل دستيش ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. يارو يه كم فكر ميكنه ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟

______________________________________________________________________________________________

در جايي يه انتخابات شد و كانديدي پشت تريبون گفت: آقايون، چيزي كه لازمه ي جامعه ي كنوني ماست رهايي از سوسياليسم ، امپرياليسم، كمونيسم ، فاشيسم،راديكاليسم و.... است. در اين لحظه پيرمردي گفت : آقاي كانديدا لطفا يك فكري هم براي رماتيسم من بكنيد

______________________________________________________________________________________________

يه روز يه مرده يه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش؛ غولش در مياد و ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. مرده ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده. مرده يه كم ميخوره؛ ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده

______________________________________________________________________________________________

يه روز يكي با برو بچه‌ها ميره كافي شاپ . اولي محكم ميزنه رو ميز و ميگه يه: كوكاكولا! دومي محكم ميزنه رو ميز و ميگه: يه پارسي كولا! سومي محكم ميزنه رو ميز و ميگه: يه پپسي كولا! آقاهه هم براي اينكه كم نياره محكم ميزنه رو ميز و ميگه: يه دراكولا

______________________________________________________________________________________________

معلم: حسني بگو ببينم قوي ترين رسانه در انتشار اخبار كدام است؟حسني:آقا اجازه ، خاله زري. معلم: يعني چه؟ حسني: بابام ميگه اگر خبري را به خاله زري برساني در كوتاه ترين مدت و كمترين هزينه و با بالاترين دقت در سراسر دنيا پخش خواهد شد

______________________________________________________________________________________________

يه روز يكي ميره بقالي، ميگه: آقا صابون داري؟ ميگه: آره . مرده ميگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من يه كيلو پنير بده

______________________________________________________________________________________________

يه روز يه سوزنه ميره بدنسازي، ميشه جوالدوز

______________________________________________________________________________________________

يه روز چند نفر داشتند يه گربه رو پاس‌كاري ميكردند، يكي ميرسه ميگه: بابا، اين زبون بسته رو ول كنين؛ با توپ به هم پاس بدين! ميگن: نميشه، آخه داريم از همديگه پيشي ميگيريم

______________________________________________________________________________________________

از يه نفر ميپرسن: چرا قرصهات رو به موقع نمي خوري؟ ميگه: مي‌خوام ميكروبها رو غافلگير كنم

______________________________________________________________________________________________

يه روز يكي ميره ميوه فروشي، يه خوشه انگور ورميداره و ميكنه تو دهنش و خاليش رو درمياره. بهش ميگن: بابا، انگور رو كه اون جوري نمي‌خورن؛ انگور رو دونه دونه مي خورن! ميگه: نه بابا، اوني كه دونه دونه ميخورن، هندونه‌س

______________________________________________________________________________________________

يه نفر داشته زنشو كتك ميزده بهش ميگن مگه زنت چيكار كرده ميگه اگه ميدونستم چيكار كرده كه ميكشتمش

______________________________________________________________________________________________

يه نفر ادعاي پيغمبري ميكنه، ميگن خب كتابت كو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه بنويسين

______________________________________________________________________________________________

يه روز توي كوير لوت يه نفر رو زير لحاف پيداميكنن ازش ميپرسن شما عقل ندارين ؟ ميگه: مگه از زير لحافم معلومه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:3  توسط یه کسی |